مطالبی که در دسته روزمرگی نوشته و منتشر شدند
 
September 2, 2009 4:16 PM
این روزها حجمه اخبار از یه طرف و دغدغه های مختلف خودم از طرف دیگه، واقعا گیجم کرده. روزی نیست که فکر روزای قبل انتخابات و مقایسه ش با الان بدجوری رومخم نره. نمیخوام باز سر ناله رو شروع کنم. خلاصه کلام اینکه مثل همیشه تو همچین دوره هایی کمتر مینویسم. (شایدم بیشتر!)

دیشب شب خوبی بود. با بچه ها قرار گذاشته بودیم بریم استخر. که کنسل شد. جاش رفتیم خونه آریاسب (به عبارت دیگه سینما آریاسب) Toy Story 1 رو دیدیم. عجیب حال داد. پشت صحنه ساختگی قسمت دومش رو هم دیدم که فوق العاده بود. کاراکتر ها مث بازیگر ها توپوق میزدن. (می گردم اگه آپلود شده ش رو جایی پیدا کردم، اینجا میذارم) اکت و ری اکت ها عالی بود. به اینا کمبود امکانات رو هم اضافه کنید!

مورد آخر هم اینکه دارم روی یه طراحی جدید برای شاسوسا کار میکنم. یعنی کار میکردم! تقریبا تموم شده بود اما همین یه ساعت پیش احساس کردم شبیه کارای یه نفرکه کاراشو دوست دارم شده. برا همین بیخیال شدم. از نو شروع میکنم. فک کنم تا یه ماه دیگه نهایتا آماده ش کنم. راستی کلاس html و css فانتازیو رو رفتم. عالی بود. خیلی به کارم اومد. فعلا میخوام روی تگ های مووبل تایپ کارکنم که دستم بیاد.

خوشحالم که اینجا انقدر دنجه که گه گاهی هم اگر کسی کامنت میذاره، واقعا چیزی به ذهنش رسیده و اغلب مفیده. این آسودگی خاطر رو دارم که کسی برای شهرت بلاگم کامنت نمیذاره. واسه خودم و چیزی که نوشتم مینویسه. این برام خیلی ارزشمنده.

پ.ن:
اون پشت صحنه ساختگی رو پیدا نکردم. بجاش بهتر نیست تریلر Toy Story 3 که قراره سال دیگه بیاد با هم ببینیم؟!

Lables:
دسته بندي: روزمرگی , سیاست
August 7, 2009 12:58 PM
24-we-are-innumerable.jpg
آرشیو تصاویر قبل از انتخابات و بعد از انتخاباتم را نگاه میکنم. دلم برای خوشی های قبل از انتخابات تنگ میشود... و افسوس میخورم برای خون های ریخته شده برادران و خواهرانم... لیک این پایان داستان نیست! با تو هستم کودتاچی! با تو هستم خونخوار! من تازه ابتدای راهم و تو آخر خط. بارت را ببند که دیر یا زود باید پیاده شوی! اگر بیش از این به فکر نشستن باشی، جایگاهت را نیس آتش خواهم زد. کرسی ات را نابود میکنم. دیوار کاخت را بر سرت خراب میکنم.
پس زیاد به فکر نشستن نباش! بارت را ببند و دم بر روی کول فرار کن. که اگر بمانی، بیش از این خوار خواهی شد! اگر هنوز هم به باقیمانده آبروی ناچیزت اعتقاد داری، خرجش نکن! گورت را گم کن دیکتاتور! چون ما بی شماریم!

مرتبط:
+ برای تو می نویسم (مسعود بهنود)
+ بادبادک های سبز پشت پنجره بی بی سی فارسی (نیما اکبرپور)
دسته بندي: روزمرگی , هذیان
July 13, 2009 4:43 PM
چند روز به زور بردنم شمال
چند روز نت نداشتم
چند روز خواب بودم
این چند روز آتی هم امتحانات معوقه رو باید بدم
امروز گند ترین روز این چند روز بود
ریدم به این چند روز...
دسته بندي: اعلان , روزمرگی
July 1, 2009 3:13 AM
10-vacation.jpg