مطالبی که در June 2009 نوشته و منتشر شدند
June 28, 2009 12:49 AM
ما، گروهی از وبلاگ نویسان ایرانی، برخوردهای خشونت آمیز و سرکوب گرانهی حکومت ایران در مواجهه با راهپیماییها و گردهمآییهای مسالمتآمیز و بهحق مردم ایران را به شدت محکوم میکنیم و از مقامات و مسوولان حکومتی میخواهیم تا اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را -که بیان میدارد «تشكيل اجتماعات و راه پيمايیها، بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد، آزاد است» رعایت کنند.ما قانون شکنیهای پیشآمده در انتخابات ریاست جمهوری و وقایع غمانگیز پس از آن را آفتی بزرگ بر جمهوریت نظام میدانیم و با توجه به شواهد و دلایل متعددی که برخی از نامزدهای محترم و دیگران ارائه دادهاند، تخلفهای عمده و بیسابقهی انتخاباتی را محرز دانسته، خواستار ابطال نتایج و برگزاری مجدد انتخابات هستیم.
حرکتهایی چون اخراج خبرنگاران خارجی و دستگیری روزنامهنگاران داخلی، سانسور اخبار و وارونه جلوه دادن آنها، قطع شبکهی پیام کوتاه و فیلترینگ شدید اینترنت نمیتواند صدای مردم ایران را خاموش کند که تاریکی و خفقان ابدی نخواهد بود. ما حکومت ایران را به شفافیت و تعامل دوستانه با مردم آن سرزمین دعوت کرده، امید داریم در آینده شکاف عظیم بین مردم و حکومت کمتر شود.
پنجم تیرماه ۱۳۸۸ خورشیدی
بخشی از جامعهی بزرگ وبلاگنویسان ایرانی
* اگر شما هم با این بیانیه موافقید، تو بلاگتون منتشرش کنید.
Statement by a group of Iranian bloggers:
about the Presidential elections and the subsequent events
We, a group of Iranian bloggers, strongly condemn the violent and repressive confrontation of Iranian government against Iranian people's legitimate and peaceful demonstrations and ask government officials to comply with Article 27 of the Islamic Republic of Iran's Constitution which emphasizes "Public gatherings and marches may be freely held, provided arms are not carried and that they are not detrimental to the fundamental principles of Islam."
We consider the violations in the presidential elections, and their sad consequences a big blow to the democratic principles of the Islamic Republic regime, and observing the mounting evidence of fraud presented by the candidates and others, we believe that election fraud is obvious and we ask for a new election.
Actions such as deporting foreign reporters, arresting local journalists, censorship of the news and misrepresenting the facts, cutting off the SMS network and filtering of the internet cannot silence the voices of Iranian people as no darkness and suffocation can go on forever. We invite the Iranian government to honest and friendly interaction with its people and we hope to witness the narrowing of the huge gap between people and the government.
A part of the large community of Iranian bloggers
June 26, 2009
about the Presidential elections and the subsequent events
We, a group of Iranian bloggers, strongly condemn the violent and repressive confrontation of Iranian government against Iranian people's legitimate and peaceful demonstrations and ask government officials to comply with Article 27 of the Islamic Republic of Iran's Constitution which emphasizes "Public gatherings and marches may be freely held, provided arms are not carried and that they are not detrimental to the fundamental principles of Islam."
We consider the violations in the presidential elections, and their sad consequences a big blow to the democratic principles of the Islamic Republic regime, and observing the mounting evidence of fraud presented by the candidates and others, we believe that election fraud is obvious and we ask for a new election.
Actions such as deporting foreign reporters, arresting local journalists, censorship of the news and misrepresenting the facts, cutting off the SMS network and filtering of the internet cannot silence the voices of Iranian people as no darkness and suffocation can go on forever. We invite the Iranian government to honest and friendly interaction with its people and we hope to witness the narrowing of the huge gap between people and the government.
A part of the large community of Iranian bloggers
June 26, 2009
* If you agree this manifest, publish that in your blog.
دسته بندي: سیاست
June 27, 2009 4:17 PM
توی این شلوغی ها بعضی خبر ها قطراتی از امید رو به خاک ذهن آدم اعطا میکنه. امید به یه اتفاق که تاثیری در روند موجود بگذاره. سید حسن خمینی (نوه روح الله خمینی) در اکثر موارد در امور سیاسی کشور داخل نمیشه و یا مسئولین نظام به نوعی اجازه مداخله اش را در مسائل کلان نمیدن.. گه گاه و آن هم برای تثبیت جایگاه خودشان نقل قول هایی از ایشون میکنن. اما کمتر پیش میاد که مواضع نوه روح الله خمینی (که اکثرا با شیوه حکمرانی کسانی که بر مسند قدرت هستند، ضدیت داره)؛ شنیده بشه.
شکستن سکوت و دعوت پر معنای ایشون برای جمع شدن معترضان در محل مرقد امام، محل تامله.
+ دو شرط کروبی برای حضور در هیات ویژه رسیدگی به انتخابات (بی بی سی)شیخ اصلاحات هم مثل گذشته به سادگی زیر بار پیشنهاد های اقتدارگرایان نمیره. 2 پیش شرط شیخ برای معرفی نماینده به هیات ویژه رسیدگی به مسائل انتخابات که اخیرا به دستور شورای نگهبان تشکیل شده، نمونه دیگری از این رفتار شیخ هست. که البته در این شرایط بهترین عکس العمل هست.
با همه اینها سکوت اکبر هاشمی، کسی که پشت و جلوی پرده (!) از میرحسین موسوی حمایت شدید داشته،، عجیب و نگران کننده ست. کما اینکه از گوشه و کنار، خبرهایی مبنی بر انتشار انقریب بیانیه ای از سوی هاشمی در حمایت از سخنان سید علی خامنه ای در خطابه نماز جمعه هفته گذشته؛ میرسد!
+ شیرین عبادی به تعقیب انتظامی تهدید شد (دویچه وله)
بین این همه شلوغی پیشنهاد شیرین عبادی مبنی بر درخواست تحریم سیاسی و نه اقتصادی ایران از سوی اتحادیه اروپا (که ضربه ای به مردم ایران وارد نکند)، از نظر من پیشنهاد هوشمندانه ایه. چون موضع گیری های پراکنده روسای کشورهای اروپایی و ایالات متحده، جز گزک دادن به دست مسئولین ایران، کاری از پیش نمی برد. کما اینکه تا بحال سید علی خامنه ای، محمود احمدی نژاد و علی لاریجانی این موضع گیری ها را بی پاسخ نذاشته و هرگونه خواسته اند توپ را به زمین حریف انداخته اند.
حمله روانی و گاها فیزیکی شیرین عبادی هم چیز جدیدی نیست. در مورد مشابهی که شیرین عبادی طی پیگیری پرونده بهائیان، خواستار احترام به حقوق این فرقه مذهبی شده بود، افراد وزارت اطلاعات به دفتر عبادی حمله کردند. حالا هم عده ای از زنان طرفدار احمدی نژاد خواستار تعقیب انتظامی این فعال حقوق بشر شده اند!!
+ از این روزهای محسن نامجو (رادیو زمانه)
از محسن نامجو از زمان انتشار آلبوم جبرش و تور کنسرت آمریکای شمالی، خبری نبود. جز مصاحبه هایی که گه گاه با بعضی خبرگزاری ها و رادیوها داشت. امروز مصاحبه اش با رادیو زمانه رو خوندم. توی این مصاحبه از تهیه کلیپی خبرداده که با قطعه بیابان همراهه (که پیش از این شنیده بودیم) و فضای کلی کلیپ هم حال و هوای این روز ها رو داره. امیدوارم هرچه زودتر در دسترس عموم قرار بگیره. گویا این کلیپ تا آخر هفته در کانال بی بی سی فارسی پخش خواهد شد.
بین این همه شلوغی پیشنهاد شیرین عبادی مبنی بر درخواست تحریم سیاسی و نه اقتصادی ایران از سوی اتحادیه اروپا (که ضربه ای به مردم ایران وارد نکند)، از نظر من پیشنهاد هوشمندانه ایه. چون موضع گیری های پراکنده روسای کشورهای اروپایی و ایالات متحده، جز گزک دادن به دست مسئولین ایران، کاری از پیش نمی برد. کما اینکه تا بحال سید علی خامنه ای، محمود احمدی نژاد و علی لاریجانی این موضع گیری ها را بی پاسخ نذاشته و هرگونه خواسته اند توپ را به زمین حریف انداخته اند.
حمله روانی و گاها فیزیکی شیرین عبادی هم چیز جدیدی نیست. در مورد مشابهی که شیرین عبادی طی پیگیری پرونده بهائیان، خواستار احترام به حقوق این فرقه مذهبی شده بود، افراد وزارت اطلاعات به دفتر عبادی حمله کردند. حالا هم عده ای از زنان طرفدار احمدی نژاد خواستار تعقیب انتظامی این فعال حقوق بشر شده اند!!
+ از این روزهای محسن نامجو (رادیو زمانه)از محسن نامجو از زمان انتشار آلبوم جبرش و تور کنسرت آمریکای شمالی، خبری نبود. جز مصاحبه هایی که گه گاه با بعضی خبرگزاری ها و رادیوها داشت. امروز مصاحبه اش با رادیو زمانه رو خوندم. توی این مصاحبه از تهیه کلیپی خبرداده که با قطعه بیابان همراهه (که پیش از این شنیده بودیم) و فضای کلی کلیپ هم حال و هوای این روز ها رو داره. امیدوارم هرچه زودتر در دسترس عموم قرار بگیره. گویا این کلیپ تا آخر هفته در کانال بی بی سی فارسی پخش خواهد شد.
June 25, 2009 3:40 PM

TIMES
June 24, 2009 6:48 AM
اول متنی نوشتم، پر از استعاره و صنایع ادبی، پر از سوز و گداز، پر از پیچ و گره... دیدم صفحه را بیخود سیاه کردم. اما یک چیز را نتوانستم کنار بگذارم. چیزهایی که هرگز فراموش نخواهم کرد...
- بوی اشک آور و دودی که با سیگار به چشمان قرمزی که هراسان به سمتت میامدند میدمیدی.
- صدای ترکیدن باک موتورسیکلت یا ماشینی که یکباره هراس زخمی شدن دوستانت را در دلت می انداخت.
- فریاد هشداری که خبر از آمدن لشکر باتوم به دستان چشم بسته را میداد. که یعنی باید بدوی. بدوی و پشت سرت را نگاه نکنی.
- سنگی که از گوشه جوب برای عقب راندن و نه زخم برداشتن همان باتوم بدستان برداشته بودی و پرتاب میکردی.
- فریاد الله اکبر شبانه بر پشت بام که هر بار سعی بر غرا تر بودنش میکردی تا شاید آنچه در روز کردی به ثمر بنشیند.
- و چشمان دختری که به یک سو خیره شده است...
هر کس این روزها را فراموش کند، بی شک باید به خودش شک کند.
- بوی اشک آور و دودی که با سیگار به چشمان قرمزی که هراسان به سمتت میامدند میدمیدی.
- صدای ترکیدن باک موتورسیکلت یا ماشینی که یکباره هراس زخمی شدن دوستانت را در دلت می انداخت.
- فریاد هشداری که خبر از آمدن لشکر باتوم به دستان چشم بسته را میداد. که یعنی باید بدوی. بدوی و پشت سرت را نگاه نکنی.
- سنگی که از گوشه جوب برای عقب راندن و نه زخم برداشتن همان باتوم بدستان برداشته بودی و پرتاب میکردی.
- فریاد الله اکبر شبانه بر پشت بام که هر بار سعی بر غرا تر بودنش میکردی تا شاید آنچه در روز کردی به ثمر بنشیند.
- و چشمان دختری که به یک سو خیره شده است...
هر کس این روزها را فراموش کند، بی شک باید به خودش شک کند.
دسته بندي: سیاست
June 23, 2009 12:58 AM
پیش از اینها شنیده بودم که انقلاب ها یک در میان تراژیک و کمدی هستند. اما حالا میفهمم که این گفته ایراد بزرگی دارد. آن هم این که تمامی انقلاب ها دو وجه کمیک و تراژیک دارند!
نمونه اش این مطلب ابراهیم رها، که علی رغم تلاش برای کمیک بودن، نتوانسته از روح تراژدی خود دور شود!
نمونه اش این مطلب ابراهیم رها، که علی رغم تلاش برای کمیک بودن، نتوانسته از روح تراژدی خود دور شود!
دسته بندي: سیاست
June 22, 2009 2:54 AM
سیاهدلی، قلبش را نشانه گرفته و چشمهای ندا، چشمان مبهوت ما را...
به کدامین گناه کشته شد؟
چرا جواب سبز بودن سرخی خون شد؟
مگر قانون سرلوحه کار دولت نبود؟
مگر دولت و رئیسش خادم ملت نبود؟
پس چه شد که خادم به استناد قانون تیر به سینه ی ندایمان زد؟!
قیمت آزادی این است؟
چند ندای دیگر برای آزادی؟
مرتبط:
+ ندا آقا سلطان (ویکی پدیا)
+ Basij shots to death a young woman (یوتیوب)
چرا جواب سبز بودن سرخی خون شد؟
مگر قانون سرلوحه کار دولت نبود؟
مگر دولت و رئیسش خادم ملت نبود؟
پس چه شد که خادم به استناد قانون تیر به سینه ی ندایمان زد؟!
قیمت آزادی این است؟
چند ندای دیگر برای آزادی؟
مرتبط:
+ ندا آقا سلطان (ویکی پدیا)
+ Basij shots to death a young woman (یوتیوب)
June 20, 2009 1:43 AM
همین الان این توییت تاریخی (Historical Tweet) رو تو سایت هیستوریکال توییتز دیدم! گفتم بد نیست شما هم بخونیدش (روی عکس کلیک کنید)؛
مرتبط:
+ توییتر چیست؟ (ویکی پدیا)
+ About Historical Tweets
مرتبط:+ توییتر چیست؟ (ویکی پدیا)
+ About Historical Tweets
June 19, 2009 11:05 PM

شاید تا دو هفته پیش تصور چنین شرایطی، و بازگو کردنش منجر به متوهم یا در بهترین شرایط بدبین خوانده شدن میشد. اما امروز بدترین اخبار را شنیدن، دور از انتظار نیست. در مناظره ها و برنامه های تلویزیونی بیشتر میخندیدیم تا حرف ها را جدی بگیریم. حالا بعد از انتخابات (انتصابات) نمیخندیم... برای برادران و خواهران شهیدمان گریه میکنیم! اما گریه چاره نیست! نشستن و پا رو پا انداختن چاره نیست. همانطور که دو هفته پیش هم نباید مینشستیم و ننشستیم!
امروز باید چشمانمان را بیش از هر وقتی باز نگاه داریم و گوشهایمان را تیز کنیم. چرا که امروز است که آن چهار نفر چهره واقعی خودشون رو نشون میدن!
- میرحسین موسوی گفته بود تا آخرین لحظه می ایستد و تا بحال آنطور که شایسته بوده ایستاده است.
- مهدی کروبی حرف از دفاع حقوق بشر زده بود و حالا پا به پای موسوی و سبز پوش ها ایستاده است.
- محسن رضایی حرف از تحول و دوری از پرتگاهی که دولت حاکم ما را به آن سمت می برد زده بود و حالا اعتراض خود را هر چند به شکلی محافظه کارانه اعلام میکند.
اما مردی که از بردن اسمش دوری میجویم و شرم دارم که نام او به عنوان رئیس جمهور ایران من برده میشود...
حرف از محو اسرائیل میزد، تخلفات مالی و اداری و همینطور تورم 25 درصدی را تکذیب میکرد، روشنفکران و منتقدان دولت را بزغاله خطاب میکرد... حالا؛
- او هنوز هم تشنج ایجاد میکند و سرکوب مخالفان دولت و معترضان به نتایج انتخابات را طبیعی میداند!
- او هنوز هم دروغ میگوید و وجود هرگونه اعتراضی که تا به امروز به شورای نگهبان ابلاغ شده باشد را رد میکند!
- او هنوز هم توهین میکند و معترضان به تقلب در انتخابات را خس و خاشاک میخواند!
* * *
- میرحسین موسوی گفته بود تا آخرین لحظه می ایستد و تا بحال آنطور که شایسته بوده ایستاده است.
- مهدی کروبی حرف از دفاع حقوق بشر زده بود و حالا پا به پای موسوی و سبز پوش ها ایستاده است.
- محسن رضایی حرف از تحول و دوری از پرتگاهی که دولت حاکم ما را به آن سمت می برد زده بود و حالا اعتراض خود را هر چند به شکلی محافظه کارانه اعلام میکند.
اما مردی که از بردن اسمش دوری میجویم و شرم دارم که نام او به عنوان رئیس جمهور ایران من برده میشود...
حرف از محو اسرائیل میزد، تخلفات مالی و اداری و همینطور تورم 25 درصدی را تکذیب میکرد، روشنفکران و منتقدان دولت را بزغاله خطاب میکرد... حالا؛
- او هنوز هم تشنج ایجاد میکند و سرکوب مخالفان دولت و معترضان به نتایج انتخابات را طبیعی میداند!
- او هنوز هم دروغ میگوید و وجود هرگونه اعتراضی که تا به امروز به شورای نگهبان ابلاغ شده باشد را رد میکند!
- او هنوز هم توهین میکند و معترضان به تقلب در انتخابات را خس و خاشاک میخواند!
* * *
حق گرفتنی است... پس مثل 7 روز گذشته، باز هم اعتراض خواهم کرد و سکوت پرمعنایم را در خیابان های شهرم ادامه خواهم داد. تا روزی که رای سبزم را پس بگیرم.
« دعوت نامه »
فردا - شنبه - 30 خرداد - ساعت 4 بعد از ظهر
میدان انقلاب - به سمت میدان آزادی
در سکوت فریاد میکشیم!
« دعوت نامه »
فردا - شنبه - 30 خرداد - ساعت 4 بعد از ظهر
میدان انقلاب - به سمت میدان آزادی
در سکوت فریاد میکشیم!
June 19, 2009 5:27 AM

بعد از قریب یک سال کلنجار، بالاخره اینجا رو راه انداختم. البته بخاطر شرایط اخیر، علی رغم میل باطنیم، فعلا فقط بلاگ رو راه انداختم تا بعد که بخش های دیگه (که تو منوی بالا هستن) آماده بشن.
تو این شلوغی ها چیزی که میتونه من یا یا خیلی ها رو آروم کنه انتقال داده های عمومی و درونی که صبح تا شب باهامونه. رو همین حساب سعی میکنم هر یکی دو روز یه پست بنویسم. که مسلما فعلا با محوریت اعتراضات به روند انتخابات و ... خواهد بود.
* * *
تقریبا از شب قبل انتخابات اکثرا تا صبح بیدارم. باز جغد درونم فعال شده! الانم دارم روی چند تا چیز برای شنبه کار میکنم. فعلا چیز دیگه ای جز گشنگی و کم خوابی ندارم که بنویسم!









